در زمانی که همه شرکتها و سازمانها نیاز ضروری به وب سایت و حضور در شبکههای اجتماعی دارند، اهمیت نیاز به طراحی لوگو حرفه ای بیش از پیش مطرح میشود. در این زمان طراحی یک لوگو متناسب با کسب و کار شما بسیار مهم و حیاتی است. لوگو مشخص میکند که شما و کسب و کارتان چه هستید؟ و چه کاری انجام میدهید؟
بنابراین در این مطلب موارد مهم در طراحی لوگو را به شما آموزش خواهیم داد. در طراحی لوگو چهار وجه مهم وجود دارد: وجه اول، فرستنده پیام یا در واقع صاحبان هر کسب و کار هستند. وجه دوم، گیرنده: کسی است که قرار است پیام به او انتقال داده شود. وجه سوم نیز خود پیامی است که ما میخواهیم از طریق لوگو به مخاطب انتقال دهیم. وجه چهارم رسانهای است که از طریق آن میخواهیم پیام را منتقل کنیم، رسانه میتواند تلویزیون، بیلبورد، سربرگ یک شرکت و باشد.
مراحل مختلف در ایدهپردازی در سفارش طراحی لوگو (طراحی لوگو حرفه ای یا طراحی لوگو ارزان ) به شرح زیر است:

حال که تصاویری مشخص از برند کسب و کارتان دارید، زمان طراحی لوگو فرا رسیده است. در این مرحله باید موارد زیر رعایت شود:
سبک طراحیتان را انتخاب کنید: قطعا برای طراحی لوگو ارزان و حرفه ای نمیتوان یک سبک واحد را تعریف کرد که برای همه مناسب باشد، اما سبکی وجود دارد که مناسب برند شماست. لوگوهای به روز جالب هستند، اما ممکن است به سرعت نیز قدیمی به نظر برسند. سبک کلاسیک، ماندگاری بهتری دارد و میتواند باعث دسترسی شما به مشتریان شود. یک سبک کلاسیک به افراد این حس را انتقال میدهد که شما قابل اعتماد و اهل عمل هستید.
سبک دیگر در طراحی لوگو، سبکهای سنتی و قدیمی است. علت محبوبیت این سبکها این است که به سرعت گذشته را به یاد میآورند و نوستالژیک هستند. سبک مدرن و مینیمالیستی، سبک دیگری در طراحی لوگو است. برندهای مختلف برای نشان دادن مدرن بودن خودشان از این سبک استفاده میکنند. این سبک از فضای سفید زیاد، جزئیات کم و خطوط ساده استفاده میکند و اغلب منجر به تولید لوگوهایی صاف و مسطح میشود. یک سبک مدرن و ساده به مشتریان شما نشان میدهد برند شما به روز و جذاب است. سبک بعدی سبک جالب و عجیب است. این سبک برای برندهایی مناسب است که مشتریان هدف، جوان دارند. سبک جالب و عجیب رنگارنگ و جذاب بوده و اغلب از نما ها و تصاویری استفاده میکند که باعث ایجاد حس مثبت و صمیمانه میشود.
فراموش نکنید برای طراحی لوگو حرفهای نمیتوانید از یک سبک استفاده کنید. به این دلیل که سبکهای مختلف با هم ناسازگاری ندارند بنابراین آنها را با هم ترکیب کنید تا به یک طرح مناسب برای برندتان برسید. علاوه بر سبکهای مختلف در طراحی لوگو، انتخاب نوع لوگو متناسب با کسب وکارتان نیز بسیار اهمیت دارد. از انواع الگو میتوان لوگو نوشتاری، تصویری و ترکیبی را نام برد.

برای طراحی لوگو، پکیجهای نرم افزاری گرافیکی زیادی وجود دارد. اما نرم افزارهای گرافیک برداری بهتر هستند. چون این نرم افزارها اجازه میدهند یک لوگو بدون هیچ گونه افت کیفیتی در هر اندازهای مقیاسبندی و استفاده شود. در این بخش برخی از این نرم افزارها را برای شما معرفی میکنیم:


منبع : آریا لوگو
طراحی گرافیک بخش مهمی از معرفی شرکت به دیگران و یکی از مهمترین پایههای بازاریابی هر برند تجاری، سازمانی و اداری به شمار میرود. هر سازمان، شرکت هویت منحصر به فردی دارد که باید از طریق جلوههای نمایشی به مخاطبان منتقل گردد. طرحهای گرافیکی که باید از طریق ابزارهای بازاریابی ، مخاطب منتقل شود و به آنان نشان دهد که چه پیامی برایشان دارید و وجه تمایز شما با رقبایتان چیست.
طراحیهای زیبا ومفهومی باعث می شود تا مخاطبان جذب مطالعهی تبلیغات و بازاریابی شما شود. طراحی کاتالوگ، بروشور وبنر اگر بصورت حرفهای انجام شود نقش زیادی در هدایت کلیک کاربران به سمت سایت شما خواهد داشت. طراحی خوب می تواند توضیحات پیچیده را به نحو آسانتر و موثرتری به مخاطبان منتقل نماید؛ جذب مخاطب مرحله بعدی است که باید در سناریوی تبلیغاتی شما بخوبی پیش بینی شود.
![]()
تاثیری که طراحیهای حرفهای گرافیک بر روی مخاطبان دارد، نقش ویژه ای در موفقیت هر شخص، تجارت یا سازمان ایفا می کند چرا که یک عکس خوب، معرف بسیار مناسبی برای شما خواهد بود و به اندازه چندین خط توضیح انتقال پیام خواهد داشت. اولین نتیجه یک طراحی گرافیکی حرفهای انتقال این پیام است که ما برای کار خود ارزش قائلیم . حس اعتماد ناخوداگاهی که این پیام به مخاطبین شما منتقل میکند وی را کنجکاو به مطالعه ادامه این سناریو میکند
در طراحی سایت ، نکاتی مانند روانشناسی رنگها ، طراحی ایها و اسلایدها ، همه و همه در جذب مخاطب در اولین نگاه تاثیر بسیاری دارد تا جایی که حتی میتوان گفت در چند ثانیه اول مراجعه یک کاربر به سایت ، مهمترین نکته چشم نواز بودن ظاهر سایت است.
طراحی گرافیک در واقع هنر ترغیب مخاطب وتشدید حس کنجکاوی برای ثبت ماندگار برند در ذهن مخاطب است. افراد تنها چند لحظه پس از مواجه شدن با یک برند، لوگو یا طراحی، احساس خود را نسبت به آن مشخص میکنند. بنابراین اینکه هویت بصری برند شما برای مخاطب ترغیب کننده باشد، از ویژگی های بسیار مهم برند محسوب می شود.
هدف اصلی گرافیک جلب توجه مخاطبان هدف میباشد، و زیبایی بصری دراین زمینه موثرترین نقش را ایفا میکند. بسیاری از مخاطبان در لحظات اولیهی مواجه شدن با تبلیغات بصری یک برند تصمیم می گیرند که به آن بیشتر نزدیک شوند یا از آن دور شوند. بنابراین بسیار مهم است که از طرح هایی استفاده نمایید که زیبا و چشم نواز باشند.
![]()
چنانچه طراحی ها را به بهترین شیوه ی ممکن به کار بگیرید، اهداف سازمانیتان با کارایی بیشتری برآورده خواهد شد. در طراحی گرافیک باید بر روی پیامی که قصد داریم به مخاطب منتقل شود، تمرکز کنیم. هیچ شرکتی دوست ندارد که مخاطب را به هنگام مشاهدهی طرحهای گرافیکی خود سردرگم کند! بنابراین همیشه باید در پس طراحیها مقصودی وجود داشته باشد و این مقصود، به بهترین شیوه، مخاطب را هدایت کند.
طراحی گرافیک نیز بایستی مانند هر فرآیند دیگری در کسب و کار، استراتژیک باشد. قبل از اتخاذ هر تصمیمی در ارتباط با طراحی، بایستی تحلیل و بررسی دقیقی در خصوص اهداف سازمان و مخاطبان هدف انجام گیرد تا استراتژی کار و نحوهی اجرای آن مشخص گردد. بنابراین اینکه کار طراحی گرافیک را خودتان برعهده بگیرید، نمیتواند همیشه ایده ی خوبی باشد. بهتر است این وظیفه را به کارشناسانی واگذار نمایید که در زمینهی طراحیهای استراتژیک متخصص باشند.
منبع : سایتک
پرسونال برندینگ یا برندسازی شخصی چیست؟
چرا برندسازی شخصی اهمیت دارد؟
پرسونال برندینگ چگونه ایجاد میشود؟
برندسازی شخصی و مقایسه آن با مفهوم شهرت
۶ نگاه استراتژیک جهت رشد برندسازی شخصی تان
۱-چگونه برای برند شخصی خود چشمانداز یا vision تعیین کنیم؟
۲-متمایز باشید
۳- از تحلیل نقاط قوت-ضعف، فرصت- تهدید (SWOT) در پرسونال برندینگ استفاده کنید.
۴-خودتان باشید
۵-چگونه در پرسونال برندینگ مخاطبین خود را بیابیم؟
۶-از برند شخصی خود محافظت کنید.
امروزه با وجود رقابتهای تخصصی فراوان موجود در صنعت، خوب بودن در هر مهارتی بهتنهایی کافی و تضمینکننده موفقیت نیست. همه ما افراد مستعدی را میشناسیم که یا سر جای خودشان نیستند، یا کمتر از استحقاقشان دریافت میکنند، یا حتی بیکار هستند. برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ میگوید، افراد و مهارتهایشان نیز مانند محصولات کسبوکارها نیاز به معرفی دارند. در این نوشتار که بر اساس نظرات و صحبتهای افراد با برند شخصی قوی در ایران و جهان تهیهشده است، راهکارهایی در زمینه رشد برند شخصی ارائه میدهیم.
پرسونال برندینگ یا برندسازی شخصی چیست؟
برندسازی، درواقع، یک قدرت نرم” است. همانند اصول برندسازی محصول، برندسازی اشخاص هم بسیار مهم است. همه ما می دانیم این که صرفاً مدرک تحصیلی، تجربه یا عناوین شغلی میتوانند موجب موفقیت فرد شوند، تصور درستی از بازار کار نیست. خواهناخواه برندسازی و قدرت نرم بر همه ابعاد زندگی روزمرهمان تأثیرگذار است؛ زیرا در محیط کاری و تخصصی بسیار مهم میشود، که دیگران راجع به ما و توانمندی ما چه فکر میکنند. برند مجموعهای از تعریفها و خاطرات مشتریان و اطرافیان از شماست که نوع نگاه اطرافیان درباره شما را شکل میدهد. درواقع برند مجموعه ویژگیهای منحصربهفرد است که به کسبوکار و روابط آن با جامعه معنا میدهد.
چرا برندسازی شخصی اهمیت دارد؟
با برندسازی شخصی فرصتهای حرفهای بیشتری متناسب باکیفیت مهارتهای شما برایتان فراهم خواهد شد. تلاش برای تهیه یک تصویر واضح از خودتان و تواناییهایتان باعث میشود، شناخت بهتری نسبت به خود پیدا کنید. نقاط قوت خود را بهتر بشناسید و آنها را مشخصاً نشان دهید و همچنین برای نقاط ضعف خود برنامهریزی کنید. بهمرور در حرفه خود شناخته شوید و موقعیتهای شغلی بهتر به شما پیشنهاد شود و ارتباطات ارزشمندی با متخصصین حوزه خود پیدا خواهید کرد.
پرسونال برندینگ چگونه ایجاد میشود؟
پرسونال برندینگ به معنای توسعه و تدوین یک برنامه بازاریابی شخصی (personal marketing plan) در زندگی حرفه ای افراد برای رسیدن به اهدافشان است.
سه سؤال مهم در اینجا مطرح است که باید به پاسخ آنها فکر کنید:
چه عمل، تصمیم یا انتخابی میتواند بزرگترین تأثیر در رشد برند شخصی شما داشته باشد؟
سه نکتهای که در وبسایت شخصی خود و یا صفحه لینکدین باید به آن توجه کنید، باید بر روی آن تمرکز کنید، چیست؟
برای کسانی که به دنبال برند آنلاین قدرتمندی هستند و قصد استفاده از اینفلوئنسرمارکتینگ دارند، کدام اینفلوئنسرها را پیشنهاد میدهید؟ درواقع باید در حوزه تخصصی خودتان اینفلوئنسرها را بشناسید.
برندسازی شخصی و مقایسه آن با مفهوم شهرت
به بیان ساده پرسونال برندینگ آن چیزی است که شما درباره خود بیان میکنید. این که میخواهید چه فردی و با چه مهارتهایی و تخصصهایی باشید و آنها را در رزومه و فعالیتهایتان نشان دهید. اما شهرت چیزی است که دیگران درباره شما میگویند. پرسونال برند تحت کنترل شماست، اما وقتی شهرت داشته باشید، کنترل آنچه درباره شما بیان میشود سخت است. البته افراد با پرسونال برندینگ قوی بهمرور در حرفه خود و بین متخصصین شهرت پیدا میکنند.
۶ نگاه استراتژیک جهت رشد برندسازی شخصی تان
برای رشد برند شخصی باید نگاهی استراتژیک و آیندهمحور داشته باشید و برای آینده خود برنامه ریزی کنید.
۱-چگونه برای برند شخصی خود چشمانداز یا vision تعیین کنیم؟
میدانیم برای راهاندازی یک کسبوکار و ایجاد یک برند باید vision و mission تهیه کنیم. ایجاد برند شخصی هم در این زمینه مشابه برند کسبوکار است.
برای برندسازی شخصی باید ابتدا خود را بهدرستی بشناسید و همچنین شخصیت هدفتان (آن شخصیتی که میخواهید باشید) را هم مشخص کنید. این دو مرحله چارچوب برنامهای برای زندگی شخصی و رشد حرفهای شما فراهم میکند.
ما نمیتوانیم تمام جنبههای زندگی خود را پیشبینی کنیم، اما تهیه چشمانداز بلندمدت و هدف برای زندگی حرفهای به ما کمک میکند بهطور مستمر برند شخصی خود را رشد دهیم.
۲-متمایز باشید
قانون اساسی برندسازی،”متمایز بودن” است و هیچ برندی در دنیا با کپی کردن به برند قویای تبدیل نشده است. باید هویت حرفهایتان را بر اساس چیزی بنا کنید که در مورد شخص شما صدق میکند. برای این کار باید بدانید جنبه تمایز شما و تواناییهای متمایز شما نسبت به بقیه چیست و روی آنها بیشتر سرمایهگذاری کنید.
آن چیزی که شما را از رقیبانتان متمایز میکند، ویژگیهای منحصربهفرد خودتان است. پس سعی کنید از کپی کردن ترفند و یا تکرار روشهایی که به اسم افراد دیگر ثبتشده است، دوریکنید.
۳- از تحلیل نقاط قوت-ضعف، فرصت- تهدید (SWOT) در پرسونال برندینگ استفاده کنید.
متخصصین بازاریابی، برند را با تحلیل SWOT نیز بررسی میکنند. برای شناخت کامل تحلیل SWOT این مطلب را پیشنهاد می کنیم.
این کار کمک میکند روی نقاط قوت خود تمرکز کنید، سعی کنید نقاط ضعف خود را برطرف کنید و همچنین از فرصتهای موجود در مسیر حرفهای خود بیشترین استفاده را ببرید.
نقاط قوت و ضعف در برندسازی شخصی
مهارتها، تجارب و موفقیتها، خصوصیات شخصیتی خوب و یا آدمهای مهمی که میشناسید، همه میتوانند نقاط قوت شما باشند. این لیست میتواند ادامه داشته باشد و بر اساس vision توسعه پیدا کند. به نقاط قوت بهعنوان داراییهایی نگاه کنید که میتوانند منجر به موفقیت شما شوند و برای حفظ و رشد بیشتر این تواناییها تلاش کنید.
نقاط ضعف، آن حوزههایی است که بر اساس vision و اهمیت آنها میتوانید از آنها اجتناب کنید و یا برای تقویت آنها سرمایهگذاری کنید. به یاد داشته باشید که دو نقطهضعف را در حوزه برندسازی شخصی باید رفع کرد و بدون آنها هیچ راه دیگری برای موفقیت وجود ندارد. یکی مهارتهای ارتباطی و دیگری شبکهسازی است. این دو نقطه ضعف حتماً باید رفع شود. از بقیه نقاط ضعف متناسب با اهمیت استراتژیک آن در حوزه تخصصتان میتوانید صرفنظر کنید.
فرصتها و تهدیدها در برندسازی شخصی
محیط کسبوکار، محیطی کاملاً پویا است که همیشه همراه با تغییرات است. این تغییرات فرصتها و تهدیدهایی را ایجاد میکنند. به دنبال پیشبینی بازار کار حوزه تخصص خود باشید. در این حوزه چه فرصتهایی در آینده به وجود خواهد آمد و چه تهدیدهایی هم به وجود میآید.
بعدازاین بررسیها میتوانید استراتژی برند شخصیتان را بنویسید و میتوانید بهترین جایگاه خود در بازار را از تلاقی نقاط قوت و فرصتها به دست آورید.
۴-خودتان باشید
استراتژی برند شخصی شما باید ازآنچه هستید نشات بگیرد. استفاده از عناوین و جایگاههای تقلبی در برندسازی در بلندمدت جوابگو نخواهد بود.
ویژگیهای اصلی استراتژی برند شخصی چهار مورد زیر است:
تمایز: کپی کردن، از شما یک بازیگر درجهدو میسازد.
تمرکز: سعی کنید استراتژی برند شخصی خود را در یک عبارت خلاصه کنید.
اعتبار و قانونی بودن: استراتژی برند شخصی شما باید بر اساس آنچه شما هستید و داراییها و تجربیات شما تعریف شود و صرفاً چیزی را میتوانید ادعا کنید که واقعیت داشته باشد.
جذابیت در بازار: استراتژی خود را طوری در نظر بگیرید که در بازار خریدار داشته باشد. به عبارتی بر تواناییها و مهارتهایی تمرکز کنید که کاربردی و نیاز بازار باشد.
۵-چگونه در پرسونال برندینگ مخاطبین خود را بیابیم؟
بعد از تهیه چشمانداز پرسونال برندینگ، همانند محصول که برای فروش آن نیاز به شناخت بازار مشتریان دارید، برای پرسونال برندینگ هم نیاز به شناخت مخاطبین خود دارید. در واقع در پرسونال برندینگ تخصص و مهارتهای خود را به مدیران عرضه می کنید و یا اگر خود در سمت مدیریت هستید، به جامعه مشتریان ارائه میدهید.
سعی کنید انگیزه افراد (مدیران یا مشتریان پروژهها و محصولات شما)، در همکاری با شما را متوجه شوید. دانستن اهداف و انگیزهها فرصتهای خوبی در اختیارتان خواهد گذاشت. در این صورت میتوانید برای رشد و پیشرفت خود مهارتهایی را در همین راستا به دست آورید و یا در رزومه و توضیحات خود به تواناییهای مربوط خود اشاره کنید.
برای جذب مخاطبان، در فضای آنلاین فعال باشید
با حضور در شبکههای اجتماعی و فعالیت در وبلاگها میتوانید با مخاطبین خود ارتباط بیشتری برقرار کنید و در حوزه تخصصیتان شناخته شوید.
بیشترین فعالیت را در آن شبکه اجتماعی داشته باشید که اکثر مخاطبین موردنظرتان آنجا فعال هستند. ولی به عنوان یک فرد متخصص و کارشناس حتماً پروفایل لینکدین با اطلاعات کامل ایجاد کنید.
تهیه ویدئو بهترین ابزار برای ارتقای برند شخصی است. میتوانید مباحثی را که در آن تخصص دارید، در ویدئویی آموزش دهید و در یوتیوب یا کانال آپارات با نام خودتان منتشر کنید.
یک وبسایت حرفهای برای انتشار مطالبتان، بهترین تأثیرها را روی پرسونال برندینگ شما دارد. با ورد پرس میتوانید وبسایت خود را مدیریت کنید.
برگه درباره من” در وبسایت شخصی، مکانی است که در آن داستان حرفهای خود را بیان میکنید. میتوانید در این صفحه از علائق و سرگرمیهایتان نیز بگویید، اما دقت کنید که زیاد وارد جزئیات نشوید تا شکل حرفهای وبسایت حفظ شود.
برگه ارتباط با من” را در وبسایتتان فراموش نکنید. این صفحه دقیقاً جایی است که اصطلاحاً conversion یا تبدیل به مشتری اتفاق میافتد و مخاطبین شما برای پیشنهادهای همکاری با شما وارد مکالمه میشوند. با طراحی مناسب این صفحه میتوانید فرصتهای حرفهای خوبی کسب کنید. قرار دادن یک فرم برای ارسال پیام، پیشنهاد مناسبی برای ساختار این صفحه است.
با تدوین استراتژی برای بازاریابی محتوای بلاگ و همچنین بهبود سئوی وبسایت مخاطبین بیشتری را جذب کنید.
۶-از برند شخصی خود محافظت کنید.
هر چقدر برند شخصی خود را قویتر کنید و در حوزه تخصصی خودتان بیشتر شناخته شوید، بیشتر نیاز به مراقبت از برند و توجه به اخبارها خواهید داشت. افرادی که به دنبال متخصصینی مانند شما میگردند، با جستجوی نام شما در اینترنت، سعی میکنند اطلاعاتی از شما کسب کنند. به همین دلیل باید محتوایی را که مشتریان و جامعه هدف شما میخوانند، را بررسی و کنترل کنید.
نداشتن صفحه شخصی فعال در اینترنت، باعث میشود با جستجوی نام شما، نتایجی مربوط به اشخاص دیگر نشان داده شود و این موضوع تأثیر منفی در نگاه فرد مراجعهکننده به شما خواهد داشت، مخصوصاً اگر حوزه فعالیت شما مرتبط به تکنولوژی و یا اینترنت است، به این مسئله بیشتر توجه کنید.
از راهکارهای دیگر برای حفظ برند شخصی، ایجاد اکانت گوگل پلاس به نام خود و ارسال مطالب در گوگل پلاس است. همچنین نوشتن پست مهمان در سایتهای مختلف مرتبط با تخصص شما راهکار موثری است. وجود مطالب شما در سایتهای تخصصی، تأثیر مثبت بر روی برند شخصی شما دارد و باعث میشود در سرچ نام شما، مقالاتتان در سایتهای تخصصی هم نمایش داده شود.
با استفاده از google alerts میتوانید صفحاتی در وب که نام شما در آن ذکر میشود، را دریافت کنید.
بحث برندینگ شخصی بسیار وسیع است. در این نوشتار تنها به نکات استراتژیک ابتدایی و همچنین تعدادی نکته کاربردی اشاره شد. شما هم اگر نکته جالبتوجهی در پرسونال برندینگ در ذهن دارید، میتوانید در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.
طراحی لگو برای شرکت یا برندتان کاری بسیار جذاب و تاثیرگذار است. در عین حال کمی پیچیده است. در حین طراحی لوگو باید از خود بپرسید که هدف از طراحی ش چیست و تخصص و وظیفه شرکت چیست؟ چطور می توانید همه چیز را در قالب یک طرح ۷ در ۷ سانتی متر نشان دهید؟ چرا بعضی از لوگوها، نسبت به بقیه ممتازتر هستند و می درخشند؟ بهترین راه برای طراحی راحت تر لوگو در هر نرم افزاری، چه فتوشاپ یا کورل دراو این است که آن را بصورت گام به گام انجام دهید تا از پیچیدگی های کار کاسته شود. (۱۰ گام ساده ولی کاملا ضروری)
دوست دارید که هرکسی چه چیزی راجب کارتان بداند؟ اینکه قابل اعتماد هستید؟ حرفه ای هستید؟ خیلی مهم است که در تمام مراحل طراحی به این فکر کنید که چه مفهومی را می خواهید به مخاطب منتقل کنید. مردم با توجه به لوگوی شرکت شما راجب آن تصوراتی می کنند. تصویر زیر نمونه خوبی است:

موضوع طراحی لوگو
یک بار دیگر به لوگو بالا نگاه کنید! چه مفهومی به شما منتقل می کند؟ احتمالا حرفه ای بودن و نوآوری، یک لوگو کاملا موثر و بی زمان (هیچ گاه کهنه نمی شود). ابعادش باعث می شود که براحتی در ابعاد مختلف و در ابزارهای مختلف استفاده شود.
به یاد داشته باشید که نه تنها باید موضوع شرکت را مدنظر داشته باشید، بلکه نیم نگاهی هم به مخاطب تان باشد. مثلا فرض کنید قرار است یک لوگو برای یک شرکت خیریه که به کودکان کمک می کند طراحی کنید. خب قطعا در این شرکت، مخاطب شما کودکان نیستند بلکه بزرگسالانند. پس باید آن را برای بزرگسالان جذاب طراحی کنید و در عین حال بگویید ما به کودکان کمک می کنیم”

مخاطب در طراحی لوگو
رنگ ها در این لوگو شاد هستند و آن قسمت دست که دور لوگو را گرفته خیلی حرف ها برای گفتن دارد از جمله پشتیبانی، تعادل پایداری. نهایتا فونت لوگو نشان از حرفه ای بودن و قابل اعتماد بودن دارد. طراحی این لوگو هم در نرم افزار فتوشاپ و هم کورل دراو راحت است.
احتمالا می دانید که شکل های مختلف (مربع، مستطیل، خط صاف، خطوط منحنی و …) تاثیرات روانی متفاوتی می گذارند؟ به پاراگراف زیر که یک راهنمای سریع درباره تاثیر اشکال مختلف در لوگو است دقت کنید:
در فتوشاپ به کمک آی shape در منوی سمت چپ (علامت مستطیل) و در کورل دراو هم که علامت شکل های مختلف مشخص است.

شکل در طراحی لوگو
حلقه های المپیک در لوگو معروفش، آنجایی که در هم تداخل می کنند، نشان از همکاری و دوستی دارند که برای یک رخداد ورزشی جهانی بسیار مناسب است.
همانند شکل ها، رنگ ها هم از نظر روانشناسی، موضوعات مختلفی به ذهن منتقل می کنند و حاوی پیام های روشنی برای مخاطب هستند. به راهنمای کوچک زیر دقت کنید:

رنگ در طراحی لوگو
متالیک مانند رنگ طلایی بسیار قدرمند است ولی وقتی بدرستی پیاده نشود، لوگو چیپ و بی مفهوم می شود.
مدها می آیند و می روند، لوگویی که شما طراحی می کنید نباید طوری باشد که مثلا وقتی به آن نگاه می کنیم بگوییم این که مال سال ۲۰۱۵ هست” پس مواظب باشید که از طراحی های مدی و گرایشی، فونت ها و رنگ های مناسب استفاده کنید.
به لوگوهای زیر دقت کنید:

بی زمانی در طراحی لوگو
به این فکر کنید که بیزینس شما چه چیزی متفاوت از سایرین دارد؟

اورجینال بودن در طراحی لوگو
فونتی که بی زمان باشد ولی خاص هم باشد. سعی کنید فونت را خودتان بسازید. به فونت کوکاکولا دقت کنید. هم نام برند کوکاست و هم یک فونت خاص. اگر کسی حرف C را به این شکل بنویسد، همه به سرعت به یاد کوکاکولا می افتند.
![]()
فونت در طراحی لوگو
شکل لوگویی که طراحی می کنید را در نظر بگیرید، ببینید می خواهید که چشم مخاطب به اطراف لوگو بچرخد یا لوگو متعادل و قدرتمند باشد. منحنی باشد و چشم را به یک بخش خاص هدایت کند و نشانگر انرژی و تحرک باشد؟ مثال های زیر را ببینید:

در لوگو بالا، پرنده حالت افقی دارد، متعادل است و تحرک را نشان نمی دهد (مناسب برای شرکتی که می خواهد حس امنیت ایجاد کند مثل شرکت های مالی یا قانونی)

در لوگو بالا هم یک پرنده به سمت چپ در حال حرکت است، نا متعادل است و تحرک را نشان می دهد (مناسب برای یک شرکت تکنولوژی یا یک استارت آپ، چون نشانگر خلاقیت و پیشرفت است).
باید در موقع طراحی لوگو به این نکته فکر کنید که لوگو قرار است کجاها استفاده شود؟

سعی کنید از رنگ هایی استفاده کنید که همه جا کاربرد داشته باشند. مثل لوگو اینستاگرام که در حالت های مختلف قابل استفاده است. هم سیاه و سفید و هم رنگی
تا می توانید لوگو یا آرم شرکت را ساده نگه دارید. لوگوهای پیچیده به مرور زمان خسته کننده می شوند ولی سادگی هیچ وقت از مد نمی افتد. به آرم شرکت اپل، گوگل کروم، فدکس یا مک دونالد دقت کنید.




هدف و مفهوم بیزینس را مشخص کنید و چند طرح کلی با مداد یا روان نویس روی کاغذ ترسیم کنید. یک نرم افزار طراحی قدرتمند را برای نهایی کردن طراحی لوگو یا آرم شرکت انتخاب کنید. در حال حاضر فتوشاپ Photoshop و کورل دراو Coreldraw قوی ترین نرم افزارها در این زمینه هستند.
منبع : سریع آسان
کدام نوع مناسب برند شماست؟
همانگونه که غذاها در دسته ها و گروههای بنیانی قرار میگیرند لوگوها نیز از این امر مستثنا نیستند و ۳ مجموعه کلی را شامل میشوند. هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خودشان را دارند. در زیر تعریف هر یک از لوگوها را به همراه نکاتی که شما را در چگونگی انتخاب لوگویی که به بهترین شکل نمایانگر شرکت شما هستند خواهید دید.
انواع لوگو
۱- لوگو نوشتاری (Logo type)
در مطالعه ای که اخیرا در مورد لوگوهای صد برند مهم دنیا انجام گرفته است دیده شده که ۳۷ درصد آنها در لوگوی خود تنها از متن استفاده کرده اند؛ متونی که فونت خاصی در آنها به کار رفته است. این نوع لوگوها به نام لوگو نوشتاری Logo type شناخته شدهاند، چرا که این لوگوها تنها شامل حروف الفبا هستند.
زمانی که نام یک کمپانی بسیار مشخص و برجسته است این نوع لوگو بسیار مناسب است. گوگل یک طراحی لوگوی بسیار ساده دارد و این لوگو مناسب این کمپانی است چرا که نام گوگل به راحتی قابل به یاد آوردن و همچنین کوتاه و مشخص است. شرکتهای بسیار دیگری هم وجود دارند که متنهای ساده را برای لوگوی خود برگزیده اند.
لوگوهای متنی انتخاب بسیار خوبی برای کمپانی های کوچکی هستند که تازه شکل گرفته اند. این ایده که لوگوی شما نام شر کت شما را در ذهنها بیدار کند ایده بسیار خوبی است.

– استفاده از حروف ابتدایی کلمات:
در طراحی لوگو حرفه ای ، سادگی کلید بسیار مهمی است و استفاده از حروف ابتدایی کلمات برای کمک به این سادگی بسیار موثر است. این نوع لوگو زیر مجموعه لوگو نوشتاری یا لوگوتایپ می باشد و شباهت بسیاری به آن دارد اما در این نوع تنها از حروف ابتدایی کلماتی که نام شرکت را تشکیل میدهند استفاده میشوند و نه نام کامل شرکت.
اگر تلفظ نام شرکت شما دشوار است و یا نام طولانی ای دارد این نوع لوگو به شما توصیه میشود. IBM نامی بسیار گیرا و مختصر از این نوع است. (International business Machine) زمانی که شما فضای کوچکی برای معرفی برند خود دارید این نوع لوگو با اشغال کردن فضایی کم، نشانه و شعار نام شرکت شما خواهد بود.
به علاوه استفاده از این نوع لوگو باعث میشود چشم بیننده به حروفی که لوگوی شما را تشکیل میدهند حساس شود و توجه بیشتری را خواهید گرفت. مشتریها همواره نام شرکت شما را به یاد خواهند داشت. EA به سادگی به یادآورنده تمام محصولات الکترونیکی است . (Electronic Arts)

۲- نماد یا آی یا نشانه
یک نماد، بسیار بیشتر از لوگوی متنی میتواند ایده های خاص شرکت شما را ابراز دارد. به عنوان مثال ببنید که چطور علائم و نمادهای رانندگی اطلاعات خاصی را در ذهن بیننده به خاطر می آورد.
دقیقا به همان صورت این نوع لوگو (که تنها از یک نماد و یا آی تشکیل شده است) هویت شرکت شما را بدون استفاده از هیچ نوع کلمهای به مخاطب نشان می دهد. گاه این نماد می تواند به طور مستقیم نشان دهنده نوع فعالیت شما باشد و گاه می تواند ارتباطی به نوع فعالیت شما نداشته باشد و به مرور زمان معرف کمپانی شما شود.
این نوع لوگو بسیار مناسب شرکت های بین المللی است چرا که مصرف کنندگان ساکن کشورهای دیگر بدون اینکه زبان واحدی داشته باشند لوگوی شما را درک میکنند و به خاطر می سپارند. گاه این نوع لوگو می تواند ارتباط مستقیم با نوع فعالیت شما داشته باشد و گاه می تواند ارتباطی با فعالیت شما نداشته باشد و به تدریج معرف کمپانی شما شود.
همچنین زمانی که نام شرکت شما بسیار طولانی است و به راحتی نمیتوان از حروف ابتدایی کلمات هم استفاده کرد این نوع لوگو بسیار توصیه میشود. به عنوان مثال شرکت pediatric ophthalmology organization هیچ گاه نمیتوانست از لوگوی نوع دوم استفاده کند چرا که با در کنار هم قرار دادن این حروف کلمه ای حاصل میشود که معنای چندان خوبی در زبان انگلیسی ندارد.
از نقاط ضعف این نوع لوگو این است که میتواند بسیار ریسکی باشد. چرا که تنها با نگاه کردن به یک نماد شاید نتوان نام کمپانی را به خاطر آورد مگر اینکه شرکت شما از قبل شهرت بسیاری کسب کرده باشد. بنابراین این لوگو به شرکتهایی که به تازگی شروع به کار کرده اند و یا کمپانی های کوچک توصیه نمیشود.
در مطالعه ای که قبلا به آن اشاره شد تنها ۶ درصد از کمپانی ها از این نوع لوگو استفاده کرده اند. این نوع لوگو برای کمپانیهای بزرگ و بسیار مشهور که تنها با دیدن نماد به یاد آورده میشوند بسیار مناسب است.

۳- لوگو ترکیبی (متن و نماد)
۵۶ درصد از شرکتهای مهم دنیا از این نوع لوگو (لوگو ترکیبی) استفاده کردهاند. در این نوع لوگو که بسیار محبوب است نام کامل شرکت با یک آی بصری همراه میشود.
به دلیل اینکه این نوع لوگو کمی پیچیده است زمان و تفکر بیشتری هم نیاز دارد تا لوگوی موثری طراحی شود. اما این کار اضافی لوگویی به شما میدهد که بیشتر از بقیه انواع لوگو تطبیق پذیر و همه کاره است. کلماتی که در لوگو وجود دارند به شما این امکان را میدهند که در موقعیتهای مختلف تنها از حروف و یا تنها از آی استفاده کنید. از نگاه حقوقی نیز این نوع لوگوها خیلی ساده تر از لوگوهای نمادی تبدیل به علامت تجاری میشوند.

در این بین مجموعه هایی هستند که انواع ساخت و طراحی لوگو را انجام میدهند که می توان به طراحی لوگو حرفه ای و طراحی لوگو ارزان به این ها اشاره کرد . که هر کدام قیمت طراحی لوگو و قیمت سفارش طراحی لوگو متفاوت و طراحی لوگو ارزان و یا گران قیمتی را دارند.
نتیجه گیری
برای توسعه یک برند بصری انتخاب نوع لوگو و سفارش طراحی لوگو مرحله اول کار است. زمانی که متوجه شدید کدام نوع لوگو مناسب کمپانی شماست سپس میتوانید طرح و رنگهای مناسب، فونت و بقیه جزئیات را که نشانگر هویت کمپانی شماست در نظر بگیرید.
تاثیر رنگ ها در اثربخشی تبلیغات
وَمَا ذَرَأَ لَکُمْ فِی الأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَهً لِّقَوْمٍ یَذَّکَّرُونَ»
آنچه را در زمین به رنگهاى گوناگون براى شما پدید آورد [مسخر شما ساخت] بىتردید در این براى مردمى که پند مىگیرند نشانهاى است. (النحل :۱۳) »
چکیده :
امروزه رنگ ها به عنوان یکی از مهمترین مولفه های تصویری ارتباطات، کارکرد چشمگیری در بازاریابی یافتهاند و در تبلیغات نیز اغلب به عنوان عاملی موثر انگاشته میشوند . رنگ اولین نمادی است که موجب جلب توجه مخاطب میشود ، شکل و نوشته به ترتیب بعد از رنگ سبب جذب یا دفع مشتری میگردند . رنگ میتواند تاثیرات زیادی بر تصمیم خرید و نگرش مخاطبین در خصوص یک محصول داشته باشد. قسمتی از ارزیابی کیفی مردم از محصول براساس رنگ صورت میگیرد از اینرو استفاده سنجیده از آن میتواند منجر به برانگیختن تمایلات مشتریان گردد.اما اغلب توجه به رنگ ها ، محدود به مسائل فنی ، زیبایی و هارمونی است و توجه اندکی به مفاهیم و تاثیرات روانی آن میشود .
از این رو، با شناخت تاثیرات رنگها بر تمایلات و رفتار مشتریان، مدیران بازاریابی میتوانند فعالیتهای خود را به صورت اثربخشتری انجام دهند. این مقاله به بررسی تاثیر این موضوع میپردازد که رنگ ها میتوانند از نظر روانی بر مفاهیم بازاریابی و تبلیغاتی اثر بگذارند .
واژگان کلیدی: رنگ ،ارتباطات ،روانشناسی رنگ ،بازاریابی ،تبلیغات.
مقدمه
ارسطو، فیلسوف یونانی دریافت که نور لازمه رنگ است. در آن زمان یونانی ها لغت مناسبی را برای این واژه نداشتند لذا ارسطو واژه آلودگی[۲] را برای تعریف آن بهکار برد . ارسطو فکر میکرد که اشیاء واقعی، سیاهی خود را به نور سفیدی که بر روی آن میافتد تحمیل میکنند و زمانی رنگهای مختلف پدید میآید که اشیاء مختلف، سیاهی را به نور سفید تحمیل کنند (مرادیان ،۳۵:۱۳۷۴).
پس از چندین قرن، نیوتن (۱۶۶۶م.) ریاضیدان مشهور انگلیسی اجزای نور سفید را به رشتهای از رنگ ها تجزیه کرده و آنرا طیف اسپکتروم[۳] نامید. او در یک اتاق تاریک و در یک سوراخ مدور به پهنای یک سوم اینچ که در پنجره ای بسته به وجود آورده بود منشوری شیشه ای قرار داد و نور خورشید را به قسمت فوقانی دیوار مقابل اتاق منعکس کرد و با این کار رنگهای مختلف موجود در نور خورشید را مشاهده کرد(همان ،۳۹-۳۷). اما امروزه دانش ما از رنگ ها بسیار متنوع شده است و جدای از مفاهیم فیزیک و شیمیرنگ، مباحثی در خصوص روانشناسی رنگ و تاثیر این موضوع بر روی فروش کالا مطرح گریده است.
رنگ متشکل از نوری است که بر روی طولی از امواج[۴] توسط چشم جذب میشود. سپس از طریق سیستم عصبی، به مغز منتقل شده و به رنگی که میبینیم تبدیل میشود.رنگها از شش طیف مجزا شامل: قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی و بنفش تشکیل میشود.
رنگ قرمز بیشترین طول موج را دارد در حالیکه در بنفش این طول موج کمترین است. شیئی که ما آن را به رنگ زرد میبینیم، تمام رنگهای طیف به جز نور زرد را جذب میکند. این نور جذب نشده از شیئ به چشمها منعکس میشود و سپس از چشمها به مغز هدایت شده و در نهایت به رنگ زرد توسط چشم مشاهده میشود. چشم متشکل از مخروطها و رنگدانههایی است که ما را قادر میسازد به ترتیب، رنگ و نور را ببینیم. سه نوع مخروط وجود دارد. نوع اول به رنگ آبی، نوع دوم به رنگ سبز و نوع سوم به رنگ قرمز است(Harrington and Mackie, 1993).
از زمانی که استفاده از لامپهای برق، برای تولید انواع نور، رواج یافت، به روشنایی و احساسات ناشی از آنها نیز توجه شد.به عنوان مثال، در لامپهای نئون ،رنگهای گرم بیشتر تولید میشود و رنگهای سرد را با آن نمی توان ایجاد کرد. گزارشی که در ابتدای قرن بیست و یکم منتشر شد، نشان داد که روشنایی لامپهای فلورسنت حداکثر ۶۷ درصد روشنایی قابل استفاده در جهان را تأمین میکند که این نور، کل رنگهای موجود در طیف نور خورشید را تولید نمیکند. از این رو تولید لامپهایی که تمام نور را تولید می کنند مورد توجه قرار گرفت این رنگها از دیدگاه روانشناسان، مزایایی را برای انسان در بر دارد. مدتها بعد، نوع خاصی از روشنایی فلورسنت که تمام رنگهای طیف را نمایان میکند (Veitch, 2001). طرفداران استفاده از روشنایی فلورسنت جدید معتقدند که این نور توانایی شناخت انسان را افزایش میدهد. مطالعات زیادی درخصوص ارتباط بین روشنایی با حافظه، خلق و خوی[۵] و توانایی شناخت صورت گرفته است (Knez, 2001; Veitch, 2001). صرفنظر از تأثیر مستقیم روشنایی در توانایی شناختی انسان، نقش آن در پیدایش و ظهور رنگ کاملاً مشخص است.
امروزه در تبلیغات و فروش رنگ و توجه به آن از اهمیت زیادی برخوردار شده است . زمانی که به ماهیت ذهن انسان توجه کنیم حساسیت مساله مشخص میشود .در ساز و کارهای مربوط به حس بینایی، محرکها وارد حافظه حسی میشوند و برای مدتی در حدود یک ثانیه در آنجا ذخیره میشوند . گنجایش این مخزن حدود ۱۶ ماده میباشد . در این حالت مواد و اشیاء به حافظه حسی وارد و بلافاصله محو میشوند . عبور از کنار ویترین مغازهها و نگاهی گذرا به اشیائی که در آنجا قرار دارند دقیقاً گویای این مسئله است که نورهایی از این مواد و اشیاء، ساطع میشود به حافظه حسی وارد و بلافاصله محو میشوند. از آنچه که مشاهده میکنیم قسمتی از آن مورد دقت قرار میگیرد و به حافظه کوتاهمدت منتقل میگردد که حداکثر ظرفیت این مخزن ۲ ± ۷ مورد می باشد، موارد مشاهده شده و مورد دقت قرار گرفته شده حداکثر تا ۳۰ ثانیه در این جایگاه قرار میگیرند و سپس از میان میروند تا موارد بعدی بتواند جای گیرند .با توجه به این که گنجایش این مخزن شامل ۱۶ ماده است، میتوان گفت که انسان قادر نیست هر چه در اطراف اوست را مشاهده کند . و قسمتی از محیط خود را به صورت گزینش شده مشاهده میکند.
یافتههای علمی پیرامون تئوری رنگها به اندازه تحقیق پیرامون تأثیر روشنایی بحثبرانگیز است. روانشناسان سنتی نقش رنگ را بر شخصیت انسان انکار میکردند اما روانپزشکان از آزمونهای رنگ به همراه دیگر آزمونها در تعیین شخصیت افراد استفاده میکنند. در حالیکه پاسخهای فیزیولوژی ، بخشی از تجربیات انسان در مبحث رنگ است، شواهدی که ارتباط رنگهای خاص به پاسخ مشخص را نشان میدهد چندان جامع نیست (Kaiser, 1984). اما دانشمندان حوزه علوم اجتماعی و روانپزشکان به این نتیجه رسیدهاند که رنگها یکی از مهمترین عناصر تاثیر گذار در ارتباطات میباشند . رنگها برای برجسته کردن اطلاعات خاص و یا جلب توجه مخاطب مورد استفاده قرار میگیرند (Kaufman-Scarborough, 2001).
در بسیاری از موارد، قضاوت انسان در خصوص کیفیت محصولات یا خدمات متاثر از رنگ است. محققان دریافتهاند که رنگ به صورت مستقیم بر روی ارزیابی ما از کیفیت کالا تاثیر میگذارد (Francis, 1995). به عنوان مثال طراحی بسته بندی غذاها با رنگ ها ی متفاوت میتواند مزه های مختلفی را به مشتریان منتقل کند(Garber,et. al., 2000)
در پژوهشی که برروی رنگهای لباس کودکان صورت پذیرفت مشخص شدکه رنگ تا ۹۵ درصد بر انتخاب کودکان موثر است. اولویت رنگ انتخابی دختران در این تحقیق صورتی، قرمز و نارنجی بوده اما بالاترین رنگ انتخابی پسران آبی،سرمهای ، سفید و قرمز است. درخصوص ترکیب رنگها نیز بررسیها نشان داده است که دختران بیش ازپسران به رنگهای ترکیبی علاقه دارند (محمدی فر، ۱۸:۱۳۸۷). بین جنسیت تفاوتهای زیادی در درک از رنگها وجود دارد. خو[۶] به این نتیجه رسید که مردها بیشتر از زنها به رنگ طوسی، مشکی و سفید تمایل دارند و زنها به ترکیبهای قرمز و آبی مکررا واکنش نشان داده و با مشاهده این رنگها، توجه بیشتری از آنها جلب میشود . از دیگر یافتههای او این بود که ترکیب قرمز و آبی رنگ مورد علاقه بزرگسالان میباشد. علاوه بر این، بزرگسالان مونث، ۱۲درصد بیش از افراد مذکر به این رنگها علاقه نشان میدهند.
با بررسیها و مطالعات پیشین، مشخص شده است که رنگها تاثیرات زیادی را بر انسان دارند که در زیر پس از معرفی مختصری از ویژگیهای انواع رنگ، به تاثیرات این رنگها بر مفاهیم بازاریابی میپردازیم :
معرفی رنگ ها
رنگ های قابل مشاهده توسط گیرندههای حسی انسان در دامنه ماوراء بنفش و مادون قرمز قرار میگیرند . رنگ هایی که در حوز ه تشخیص انسان هستند بین این دو طیف قرار دارند .
در بین رنگ ها، زرد، قرمز و آبی را به عنوان رنگ های اصلی میشناسند. این رنگ ها از ترکیب رنگ های دیگر به وجود نیامدهاند . اما اغلب رنگها از ترکیب این سه رنگ ایجاد میشوند مانند رنگ نارنجی که از ترکیب رنگ قرمز و زرد ایجاد میشود و یا رنگ سبز که از ترکیب رنگ آبی و زرد به دست میآید و یا رنگ بنفش که از ترکیب رنگ آبی و قرمز به دست میآید.
شش رنگ فوق یعنی سه رنگ اصلی و سه رنگ ثانویه را رنگهای زنده مینامند .از سویی میتوان با ترکیب رنگهای اولیه و ثانویه رنگهای دیگری را نیز تولید کرد. اما خارج از مفاهیم فیزیک و شیمی رنگ در این مقاله به معرفی چند رنگ برجسته میپردازیم و سپس چند استفاده که از مفاهیم رنگ در بازاریابی صورت میپذیرد را مرور میکنیم .
قرمز
رنگ قرمز یکی از سه رنگ اصلی است و به دلیل داشتن انرژی شدید در خود باعث تحریک احساسات میشود این رنگ بر روی اعصاب سمپاتیک تاثیر گذاشته و حرارت و دمای بدن را افزایش میدهد. استفاده از این رنگ، در تابلوهای قرمز رنگ و چراغ های راهنمایی و رانندگی به دلیل خاصیت هشدار دهندگی آن است.
در آزمونهای روانشناسی، این رنگ نشانگر شرایط جسمانی فرد در بکار بردن انرژی است زیرا نبض را سریع می کند، فشار خون را بالا میبرد و تنفس را بیشتر میکند. قرمز بیانگر نیروی حیاتی بوده و لذا معنای آرزو و میل و اشتیاق را دارد. قرمز به معنای وم بدست آوردن نتایج موردنظر، کسب کامیابی، اراده برای پیروزی و قدرت است .میتواند انگیزه ای برای فعالیت شدید، ورزش، پیکار و رقابت باشد .
عموما فردی که مایل است از طریق فعالیتهایش زندگی پرجنب وجوشی داشته باشد رنگ قرمز را در زندگی خود بیشتر به کار میبرد. بنابراین میتوان گفت افرادی که رنگ قرمز را در خرید خود مورد توجه قرار میدهند اغلب این ویژگیها را دارا هستند .از نظر وکسنر”، رنگ قرمز بیشتر تحریک کننده، رنگ نارنجی نشانه ناراحتی و استرس، رنگ زرد نشانه شادابی و سرزندگی است( (Madden, Hewett and Roth, 2000 .
آبی
آبی رنگ آرامش است و فرد را از یک تاثیر روانی آرام بخش در سیستم عصبی برخوردار میسازد . از نظر کارشناسان، رنگ آبی تداعیگر ثروت، اعتماد و امنیت است( (Madden, Hewett and Roth, 2000. در روانشناسی رنگ ها ویژگی رنگ آبی آرامش بخش بودن برای ذهن افراد است و به طور مستقیم روی سیستم عصبی تاثیر مثبت گذاشته و آرامش و رهایی عظیمی برای افکار آدمی به ارمغان می آورد. هر کس که رنگ آبی را به عنوان اولوبت اول انتخاب میکند خواستار محیطی ارام و به دور از ناراحتی ها و اضطراب هاست .
زرد
اغلب اثر رنگ زرد به صورت روشنی و شادمانی در نظر گرفته میشود . چون قرمز بهصورت غلیظتر و سنگینتر ظاهر میگردد لذا از قدرت تحریک بیشتری برخوردار است . رنگ زرد سبکتر و با غلظت کمتری در مقایسه با رنگ قرمز ظاهر میشود . رنگ زرد موجب افزایش فشار خون و تسریع نبض و تنفس به طریق مشابه رنگ قرمز میشود اما مکانیسم آن از تاثیر کمتری برخوردار است . صفات اصلی رنگ زرد عبارتند است از روشنی ، کیفیت درخشان و شادمانی رنگ زرد به دلیل براق بودن بسیار زیبا و جذب کننده است.
تفکر افراد بر این است که این رنگ، رنگ خوشبینانه است. در روانشناسی رنگها چنانچه رنگ زرد به عنوان اولین اولویت انتخاب شود نشانه امید یا انتظار به رهایی است . اما اگر رنگ زرد طرد شود می تواند به معنای قطع امید باشد .
زرد، رنگ بسیار سختی برای چشم است در نتیجه استفاده و نگاه کردن بیش از اندازه به آن برای چشم ها عذابآور و گاهی خطرناک است. رنگ زرد تمرکز افراد را بالا میبرد بنابراین برای علامت های راهنمایی و رانندگی مورد استفاده قرار میگیرد. از ویژگی افرادی که این رنگ را دوست دارند میتوان به خوش مشرب بودن ، خوش بینی، اهل عمل و روشنفکر بودن اشاره کرد .( انرژی رنگهاترجمه؛ فاطمه رضایی )
سبز
سبز یکی از رنگهایی است که در طبیعت به وفور مشاهده میشود . رنگ سبز حالت آرام بخشی دارد و به عنوان سمبل شفقت و مهربانی و متعادل بودن روح، روان و رفتار به شمار میرود. رنگ سبز در رفتار و روحیات انسانها میتواند حاکی از حرکت یا بیان کننده بیماری و پوسیدگی باشد از طرف دیگر میتواند بیانگر صلح و آرامش باشد و با طبیعت، روستا و طریقه سالم زندگی کردن در پیوند باشد . (بیومنت،۷۶:۱۳۸۱)
در روانشناسی رنگها انتخاب کننده این رنگ دارای صفات روحی اراده در انجام کار ، استقامت و پشتکار است و لذا سبز نمایانگر عزم راسخ و پایداری است . شخصی که رنگ سبز را به عنوان اولین گزینه انتخاب میکند در واقع مایل است که اطمینان بیشتری را نسبت به ارزشهای فکری خود داشته باشد و علاقهمند به تاثیرگذاردن در محیط اطراف است اما اگر رنگ سبز طرد شود به معنای اضطراب برای آزاد کردن خود از تنشهایی است که بر اثر عدم شناسایی به شخص تحمیل شده است (لوشر،۹۳:۱۳۸۵) .
سیاه
سیاه نمایانگر مرز مطلقی است که در فراسوی آن زندگی متوقف می شود و لذا می تواند بیانگر پوچی و نابودی باشد سیاه به معنای (نه) بوده ونقطه مقابل رنگ سفید(بله) است، سفید به صفحه خالی میماندکه داستان را باید روی آن نوشت ولی سیاه نقطه پایانی است که در فراسوی آن هیچ چیز وجود ندارد (لوشر،۹۷:۱۳۸۵).
در روانشناسی رنگها چنانچه سیاه در نیمه اول آزمایش انتخاب شود منجر به رفتار جبرانی از نوع افراطی میگردد.هرکس سیاه را به عنوان اولین رنگ انتخاب کند. میخواهد هر چیزی را نفی کند و نوعی اعتراض به وضع موجود است که در آن وی احساس میکند هیچ چیز آن طورکه باید و شاید نیست. این شخص در برابر سرنوشت و یا دست کم در برابر خود، قد علم می کند و در معرض یک رفتار عجولانه وغیر عاقلانه است(لوشر،۹۷:۱۳۸۵).
سیاه رنگ اقتدار، توانایی و قدرت است این رنگ در اکثر فرهنگ ها مرسوم و مورد علاقه است زیرا افراد را لاغرتر و ظریفتر تر نشان میدهد. معمولا کشیش ها مشکی می پوشند تا تسلیم بودن خود را به پروردگارشان ثابت کنند. در برخی از فرهنگ ها پوشش مشکی خانم ها را مطیع بودن آنها از همسرانشان میدانند.
رنگها و احساسات
رنگها، تأثیر متفاوتی بر روی احساسات افراد دارند. سیمبالو و همکاران (۱۹۷۸) ، وابستگی بین رنگها و احساسات را آزمودند، و نتیجه گرفتند که رنگهای زرد، نارنجی و آبی رنگهای شاد هستند یا به عبارت دیگر، احساس شادی را در افراد بر میانگیزانند. اما قرمز، سیاه و قهوهای رنگهای محزون و ناراحتکنندهای هستند. این احساسات (شادی و ناراحتی) در میان گروههای سنی مختلف به صورت مشابه تاثیر میگذارند. کوتلر (۱۹۷۳) اذعان میکند که عوامل محیطی مثل سر و صدا، اشکال، رایحهها و رنگها در جلب توجه و انتقال پیام موثر هستند و حسی را در مشتریان میتوانند ایجاد کنند که احتمال خرید را افزایش دهد. طبق مطالعات انجام شده، عوامل محیطی شبیه آن چه گفته شد، میتوانند واکنشها و رفتارها را تحت تأثیر قرار دهند (Alpert and Alpert, 1986). بلیزی و همکاران نشان دادند که رنگ حتی بر احساسی که نسبت به انتخاب یک فروشگاه خرده فروشی وجود دارد، تاثیرگذار است (Bellizzi et al., 1983) دیگر مولفان نیز نشان دادند که رنگ بر روی میزان تمرکز افراد نیز تاثیر میگذارد. همچنین می توان به ژاکوب و سووس اشاره کرد که نشان دادند رنگ بر روی احساس ترس نیز اثر می گذارد. .(Satyendra Singh,2006)
رنگها و فرهنگ
رنگ با فرهنگ و مذهب قرابت دارد. در مطالعه میان فرهنگی، ویگرسما و وَن دِر الست (۱۹۸۸) یافتند که رنگ آبی، رنگ مورد علاقه در عموم فرهنگها است رنگ نارنجی مقدسترین رنگ در آئین هندو است. دیمبو اشاره میکند که در زامبیا نارنجی را به عنوان یک رنگ نمیشناسد (Tektronix, 1988). سبز در میان مسلمانان رنگ مقدسی است. سلتها رنگ سبز را آنقدر مقدس میدانستند که از آن در مراسم عروسی استفاده میکردند تا اینکه کلیسای مسیحیان بعدها رنگ سفید را برای این کار اعلام کرد. در بین اسکیموها رنگ سفید انقدر مهم است که ۱۷ کلمه برای توصیف آن به کار میبرند که هر کدام معانی متفاوتی دارد. ترکیب قرمز و سفید در برای تشریفات و در مکزیکو برای نشان دادن قلب مقدس کلیسای کاتولیک استفاده میشود (Tektronix, 1988). رنگها در فرهنگهای مختلف تداعیگر مسائل مختلفی هستند. بر اساس تحقیقات، رنگهای آبی، سبز، و سفید در تمام هشت کشوری که مورد بررسی قرار گرفتهاند تداعیگر آرامش و آسایش بودهاند در حالی که رنگهای طلایی، نارنجی و زرد معانی متفاوتی داشتند. . (Clarke III, Honeycutt Jr, 2000) به این ترتیب، بهتر است شرکتها از رنگهای مناسب استفاده کنند چون مخاطبین آگهی ها در کشورهای مختلف رنگهای متفاوتی را ترجیح میدهند. آگهیهای فرانسوی و آمریکایی از رنگهای سیاه و قهوهای استفاه بیشتری میکنند در حالی که آگهیهای ونزوئلایی بیشتر از رنگهای قرمز، نارنجی و سبز استفاده میکنند. (Grossman, and Wisenblit.1999).
حرارت رنگ
رنگهای زرد، نارنجی، ارغوانی و صورتی کم رنگ از جمله گروه رنگهای گرم محسوب می شوند و رنگهای سبز و آبی در رده رنگهای سرد به شمار میروند . گرچه هر طول موج از رنگهای قابل رویت، دارای درجه حرارتی است لیکن در مقابل رنگهایی مانند زردکمرنگ، صورتی کمرنگ و لاکی خود را سرد نشان میدهند . رنگهای گرم میتوانند القاء کننده کهنگی باشند . هر رنگ نماینده معنا و تداعیگر مفهوم خاصی است ازنقطه نظر تقسیم رنگها به سرد و گرم، رنگهای گرم از نظر فیزیکی و عاطفی برانگیزنده، محرک و بر همزننده تمرکز هستند. رنگهای سرد به خصوص آبی، آرامشبخش و دلپذیرند. (Bellizzi and Hite, 1992).
درجه حرارت رنگ در بازاریابی از اهمیت زیادی برخوردار است مانند بروشور تبلیغاتی برای گذراندن ایام تعطیل در حمام آفتاب یا جایی که دلالت بر سردی دارد مانند تبلیغات جهت نوشابه ( بیومنت ،۸۰:۱۳۸۱) رنگهای سرد (آبی، سبز و …) تا حدودی القاکننده حس سرما و آرامش اند و در مقابل، رنگهای گرم (قرمز، زرد، نارنجی و …) القاکننده حس گرما و جنبوجوش اند. رنگهای گرم، محرک سیستم عصبی بوده و باعث تشدید احساسات و جلب توجه میشوند.
روانشناسان معتقدند تمایز بین رنگ گرم و سرد نسبی است. برای مثال، وقتی رنگ زرد و قرمز کنار هم قرار میگیرند، رنگ زرد گرمتر ر از قرمز دیده میشود. سفید، مشکی، و طوسی نیز رنگهای خنثی هستند. چون انتخاب و ترجیحات رنگ از فردی به فرد دیگر متغیر است، امکان اینکه بدانیم یک فرد از چه رنگهایی استفاده میکند وجود ندارد. ترجیح رنگی یک فرد از بین طیف رنگی قرمز، با فرد دیگر متفاوت است.
آرامش رنگها
برخی رنگها آرام هستند . مانند آبی روشن، صورتی و خاکستری ملایم و بعضی رنگهای دیگر، پر صدا هستند مانند قرمز روشن و سبز روشن (چمنی). حجم رنگها، تعریف دیگری از ویژگی رنگها است. بعضی رنگها هستند که به چشم میآیند و خود را پدیدار میسازند و بعضی از رنگها هستند که در زمینه محو میشوند یا در اصطلاح رنگهای پسرونده یا انفعالی به شمار میروند (منبع گرافیک ۷۸) .
رنگهای سرد به دلیل ویژگیهایی که دارند موجب کاهش فشارخون و آرامش فرد میگردند اما رنگهای قرمز ، زرد و سبز و زرد ازجمله رنگهای با ویژگی تهاجمی هستند که باعث افزایش فشار خون و هیجان در افراد میشوند. رنگهای مهیج را میتوان بر روی بیلبوردها و تابلوی سوپر مارکتها، یعنی جایی که رنگهای تند در مقابله با محیط اطراف خود را نشان میدهند به کار برد. مثال دیگر در طراحی رنگ پودرهای رختشویی است که رنگهای روشن به طور خیره کنندهای موجب تقویت تجسم پاکیزگی لباس ها میشوند . از رنگهای مهیج میتوان به رنگ قرمز، نارنجی، زرد اشاره کرد. از سوی دیگر، رنگ آمیزی مهیج جهت بسته بندی مواد غذایی کوچک که ممکن است خود را در قفسه های سوپر مارکتها نشان ندهند، توصیه می شود .
هرچند در برخی موارد که بازار هدف متشکل از گروه های سنی کودکان یا نوجوانان باشد میتوان از رنگ های با حرارت و انرژی بالا بهرهگیری کرد .
طعم رنگها
در مورد بسته بندی مواد غذایی، تولیدکنندگان این محصولات باید دقت داشته باشند که هر رنگ یک نوع طعم را القاء میکند و باعث تحریک بخشی از ذائقه میشود . برای مثال رنگ زرد، ترش مزه بوده، نارنجی، ترش و شیرین به شمار میرود و رنگ قرمز تند مزه است . رنگ آبی طعمی شیرین دارد، سبز گس و بنفش کمی تلخ مزه است . حال در نظر بگیرید فردی برای بسته بندی محصول شکر خود رنگ سبز را به جای آبی انتخاب کند، کاری که در بلند مدت سبب کاهش توجه مشتریان به محصول میشود.
استفاده از رنگها در تبلیغات و بازاریابی
کاربرد رنگها در جایگاهیابی و نام تجاری:
هنگامی که یک شرکت درصدد معرفی محصول یا خدمتی است که یکی از ویژگیهای اصلی آن با خاصیت روانی یکی از رنگها سازگاری دارد، بهتر است که در نامگذاری آن از رنگ متناسب استفاده شود. برای اثربخش کردن جایگاه محصول یا خدمت در ذهن مشتری ، هماهنگی میان تمامی عوامل مربوط به آن جایگاه، میتواند در بلندمدت تاثیرات عمیقتری بر جای بگذارد. هر اقدامی که موافق با احساس افراد از رنگ آن محصول یا خدمت باشد، میتواند باعث یاداوری بهتر آن در ذهن مخاطبان شود. لکن قبل از هر اقدامیمیبایست به ویژگی های بازار هدف توجه کامل داشت اینکه بازار هدف مورد نظر متشکل از چه افرادی با چه ویژگی های سنی ، جنسی ، روانی ، اجتماعی و … است میتواند راهنمای موثری برای بهره گیری از ابزار قدرتمند رنگ در بازاریابی باشد . رنگها نیز میبایست در کنار سایر عناصر بازاریابی به دقت مورد استفاده قرار گیرند .
به عنوان مثال، شرکتی را در نظر بگیرید که در زمینه ساخت انواع صندلی مشغول به فعالیت بوده، یک نوع صندلی راحتی را تولید و به بازار عرضه کرده است.همچنان که مطرح گردید رنگ آبی رنگ ارامش است در این حالت، بهتر آن است که در نام آن، از کلمه آبی» نیز استفاده نماید. مانند صندلیهای مدل آبی». یا شرکت دیگری را در نظر بگیرید که انواع نوشیدنی با نام تجاری الفا» را تولید میکند. این شرکت، محصولی جدید را که انرژیزا است به بازار عرضه نموده است ، بازار هدف این محصول جوانانی میباشد که ورزشکار بوده و به دنبال کسب انرژی بالاتری از نوشیدنی هستند این شرکت به دلیل ویژگیهای روانی و سمبلیک رنگ قرمز میتواند از این رنگ بهرهبرداری نماید . این مجموعه میتواند به نوعی کلمه ا قرمز »را در نام تجاری یا مارک خود مطرح کند و محصول را با رنگ بستهبندی قرمز به بازار عرضه کند. در این صورت، نتیجه بهتری از این نام گذاری خود خواهد گرفت.
از میان کاربردهای مختلف رنگها در بازاریابی، حفظ هویت تصویری برند، از بقیه مهمتر است چرا که در اکثر مواقع، دارایی اصلی شرکت تولیدکننده محصول مصرفی، نام تجاری آن است و مهمترین چیزی که این نام را در ذهن مخاطبان تداعی میکند، رنگ برند است. برای مثال چه کسی است که به طور ناخودآگاه به هنگام قدم زدن در فروشگاه مواد غذایی یا سوپرمارکت، رنگ قرمز را با کوکاکولا یا رنگ نارنجی را با تاید مرتبط نداند؟ رنگها، مجسمکننده برندها هستند و به یادآوری یک نام تجاری در ذهن مخاطب کمک می کنند. مثلا رنگ سبز متمایز ، رنگ قرمز کوکاکولا، رنگ زرد و یا رنگ ارغوانی همه به مصرفکنندگان کمک می کنند تا با دیدن ان رنگ، مزه مربوط به آن را به خاطر بیاورند، یا حرارت آن را نیز احساس کنند و حتی توجه به نیاز آنها در ذهن شان تداعی شود. اهمیت زیادی که به رنگ در بسته بندی محصولات داده میشود نشان میدهد که سازندگان پاسخ سریعی از مشتریان نسبت به بستهبندی و رنگ آن مشاهده کردهاند تا به آنچه که بر روی آن نوشته شده است (Tutssel, 2000). هولوگرام و بستهبندی رنگی متالیک روی خمیردندان Colgate توجه مشتریان را بیشتر به خود جلب میکند تا خمیردندانهای P&G. شرکتهایی که محصولات مصرفی متعدد با چندین نام تجاری دارند
استفاده از رنگها در طراحی فضای ارائه خدمت
یکی از ویژگیهایی که در بازاریابی خدمات اهمیت زیادی پیدا می کند، فضایی است که در آن به ارائه خدمت پرداخته میشود و یا لباسی که کارکنان به تن میکنند. این عامل حتی در توزیع محصولات نیز به چشم میخورد و میتوان در طراحی فضای فروشگاهی که محصولات خاصی را میفروشند از رنگ متناسب با آن استفاده کرد. برای مثال، میدانیم که رنگ قرمز به دلیل تأثیر بر متابولیسم بدن، اشتها را تحریک میکند. به همین دلیل اکثر رستورانهای غذای آماده یا فست فود از این رنگ استفاده میکنند. گاهی نیز استفاده از رنگ زرد باعث میشود توجه مشتری را جلب کرده، اشتهای آنها را بالا برده و آنها را تشویق به خوردن بیشتر میکند. این روش بهترین راه برای ساندویجی ها و محل های عرضه ذای آماده است تا بتوانند فروش خود را بالا ببرند. بالعکس در رستورانهای سنتی میتوان از رنگ آبی استفاده کرد تا مشتریان حس کنند که در حال آرامش و استراحت هستند. این وضعیت آرامش بخش باعث میشود که مشتریان وقت بیشتری در رستوران صرف کنند. هرچه بیشتر در رستوران بمانند تمایل بیشتری به خوردن غذا، نوشیدنی، قهوه و یا دسر خواهند داشت و در نتیجه فروش رستوران افزایش خواهد یافت. این یک روش مفید برای رستورانهای سنتی در جهت افزایش فروش میباشد. این نکته را نیز باید در خاطر داشت که زیاده روی در استفاده از رنگها، مانند هر چیز دیگر، کار درستی نیست و اگرچه آبی حس آرامش را به فرد القا میکند (Kido, 2000)، اما استفاده بیش از حد از آن اشتها را کور میکند و چنین نتیجهای مطلوب رستورانهای سنتی نیست. با این حال بعضی از رستورانها وجود دارند که تا حدی میتوانند از رنگها برای کاهش اشتها استفاده کنند. این نوع رستورانها تمام آنچه که میتوانید بخورید»[۷] نام دارند که سرویس خود را با تعرفه یکسان و نرخ یکسان ارائه میکنند. گرچه این استراتژی موثر است، اما سایر جنبههای رستوران نیز مثل سرویس خوب، کیفیت خوب و محیط اطراف رستوران نیز بیتأثیر نخواهد بود.
برای انتخاب رنگ در دکوراسیون محلی که در آن غذا مصرف میشود مانند آشپزخانه یا رستوران باید جانب احتیاط را رعایت کرد. این درست است که رنگهای تند، طول موج بلند دارند و اشتها را تحریک میکنند اما باید دقت کرد که این رنگها به دلیل طول موج بلند بسیار پر تحرک و پر انرژی هستند و استفاده زیاد از آنها در سطوحی که بیشتر در معرض دید مشتری قرار دارد، تا حدودی باعث آزار و اذیت چشم میشود . بنابراین باید در سطح محدودتری از این رنگها استفاده کرد و برای خنثی نمودن اثر چنین محرکهای از رنگهای نسبتاً گسترده تر با طول موج پایینتر مانند رنگهای آبی و سبز و …نیز استفاده نمود .
بحث و نتیجه گیری
رنگ یکی از معیارهایی است که مشتریها برای تعیین کیفیت اجناس به کار میبرند. تحقیقات قبلی نشان دادهاند که رنگ وسیله ارزیابی کیفیت کالاهایی مانند گوجهفرنگی ومرکبات توسط مشتری است(Francis, 1995) . بهرهگیری از رنگها در تبلیغات از اهمیت زیادی برخوردار بوده و جدای از توجه به مفاهیم فنی مربوط به آن میبایست به جنبه روانی و سمبلیک آن توجه داشت یکی از موارد استفاده مناسب از رنگ، نحوه تاثیرگذاری آن بر احساسات انسانها است. این در حالی است که عموماً این تاثیر به صورت ناخودآگاه است. مغز انسان به رنگها واکنش نشان می دهد و این واکنش وابسته به ویژگیهای ژنتیکی، پاسخ های آموخته شده و ویژگی های شخصی و فرهنگی هر فرد است .
در تدوین برنامه بازاریابی برای محصولات و خدمات، ضروری است که بر اساس ویژگیهای بازار هدف و انجام تحقیقات بازار، محتوای پیام با نوع رسانه ای که مورد توجه بازار هدف است، انتخاب شود. در تعمیم این نکته، با توجه به اثری که رنگها از نظر حرارت(گرم و سرد)، حالت(تهاجمی یا پس رونده) و طعم(شیرین، ترش، تلخ و …) دارند، باید در رنگ ها و تصاویر به کار رفته در یک پیام تبلیغاتی، از رنگ متناسب با آن پیام استفاده شود. هنگامی که به تبلیغ یک محصول نوین پرداخته میشود، میتوان از رنگهایی استفاده کرد که شادابی و طراوت را با خود به همراه دارند و حتی محصولات قبلی شرکت خود را با رنگهایی نشان داد که بوی کهنگی می دهند. هرچند که همزمان میبایست به ویژگیهای مخاطب ، هویت گرافیکی تبلیغات ، استراتژیهای بازاریابی ، مسائل فنی طراحی ،هارمونی رنگها و … نیز توجه کرد .
همچنین در تبلیغاتی که در رسانههای اینترنتی انجام می شود، باید توجه داشت که همواره رنگهای به کار رفته در سایت، در تناسب با پیامی باشند که آن سایت در جهت دسترسی به آن منظور طراحی شده است. با ورود تجارت الکترونیک به زندگی انسانها، اکنون می توان به مولفه هایی جدید از رنگ توجه داشت که تا چند سال پیش، از نظرها پوشیده مانده است. حتی می توان به مصادیقی نظیر سرعت حرکت تصاویر در سایت ها، با توجه به مخاطبان هدف، اشاره کرد.
از جانب دیگر، ممکن است که در یک تبلیغ تصویری، عکس یا فیلم هایی از محصولات رقبا نیز نشان داده شود. در این صورت، میتوان با بکارگیری رنگ مناسب، محصول رقبا را با رنگهای پس رونده، نشان داد و در عوض، محصول خود را با رنگهایی به معرض دید مشتریان قرار داد که بیشتر به چشم می آید. هم چنین در صورت ارائه فیلمی از محصولات رقبا، می توان از رنگهایی برای پیش زمین محصولات آنها استفاده نمود که آنها را قدیمی یا فرسوده نشان دهد. هر چند که در فضای تبلیغات رسانههای عمومی در کشورمان، نمیتوان به صراحت به جایگاه محصولات رقبا حمله کرد.
از سوی دیگر، هنگامی که همایشهایی جهت ایجاد صمیمیت بین مشتریان یک شرکت برگزار میشود، میتوان از رنگهایی استفاده کرد که صمیمیت را بین افراد ایجاد کند. در حضور نمایشگاهی نیز باید دقت داشت که اگر شرکتی قصد دارد خود را در چشم بازدیدکنندگان، برجسته جلوه دهد، با شناخت رنگهای به کار رفته در سایر غرفه ها، از رنگی استفاده کند که رنگ غرفه های دیگر را تحت تاثیر قرار دهد.از سویی زمانی که قصد انتقال حس اعتماد را به مشتریان داریم مانند فعالیت بیمه و بانکها میتوانیم از رنگهایی استفاده کنیم که حامل این نوع مفاهیم هستند رنگ آبی میتواند رنگ خوبی در این زمینه باشد .
بدیهی است که با شناختی که مدیران از روانشناسی رنگها، کسب می کنند دچار خطا در انتخاب رنگها برای بیان منظور خود نخواهند شد.
منبع : بانیک

سازمان ها، برای ایجاد یک برند سازمانی که نشان دهنده ی محصولات، خدمات ارائه شده و شرکت های زیر مجموعه ی آن ها است، از اجزا و عوامل زیادی نظیر نام، نماد و رنگ ها تشکیل شده اند. چالش بازاریاب ها، ایجاد یک برند با ویژگی های بصری متفاوت است که بتواند شناخت و حس وفاداری را به برند ایجاد کند. بازاریاب ها می دانند که رنگ در بیان موقعیت و اهداف شرکت نقش بسیار مهمی دارد و در نگرش و درک بازار هدف بسیار تاثیرگذار است. رنگ ها می توانند جدا از تأثیری که بر افراد می گذارند، روی کسب و کار و برندینگ شما و نحوه ی تفکر مشتری در مورد شما نیز تاثیر گذار باشند. نتایج تحقیقات زیادی که در این زمینه انجام شده است، ثابت کرده اند که برخی رنگ ها در ایجاد واکنش های مطلوب از سوی مخاطب، تاثیر بیشتری دارند. هم چنین بازاریاب ها برای استفاده بهتر از رنگ ها باید این نکته را مد نظر داشته باشند که انتخاب یک رنگ برای سازمان، بر درک و تصور مخاطبان هر سازمان از آن تاثیر ماندگاری دارد. نکته مهم دیگر تأثیر عاطفی رنگ ها است که می تواند احساسات و توجهات مشتریان را به خود جلب نماید. برای مثال رنگی که هر برند برای خودش انتخاب می کند، تأثیر مستقیمی بر کیفیت، قدرت، نه یا مردانه بودن محصول یا خدمت آن برند دارد.
رنگ قرمز
رنگ قرمز که در نشان تجاری شرکتهایی همچون ویرجین ، کوکاکولا ، ردبول و باشگاه پرسپولیس استفاده شده است، باعث افزایش فشار خون و متابولیسم بدن می شود. قرمز، نماد انرژی است و شرکت ها و مؤسسات برای تهییج مردم به تصمیم گیری های سریع، همچون همین الان بخرید» یا اینجا را کلیک کنید» از این رنگ استفاده می کنند. رنگ قرمز احساس در افراد ایجاد می کند و در تبلیغات بـــه دلیل انتقال انرژی، می توان از آن برای تبلیغ نوشیدنی های انرژی زا ، بازی ها ، خودروها ، ورزش و فعالیتهای فیزیکی بالا استفاده کرد. نکته مهم اینکه امکان دیده شدن رنگ قرمز، بسیار بالا است.

مفهوم رنگ قرمز و ترکیبات آن:
رنگ نارنجی
رنگ نارنجی در نشان تجاری شرکت هایی همچون سایپا، مک دونالد، خطوط هوایی الاتحاد و الخلیج دیده می شود. رنگ نارنجی انرژی رنگ قرمز و شادی رنگ زرد را همزمان در خود جای داده است. نارنجی که نماد قوت و استقامت است؛ معنای جدیت، شیدایی، شادی، خلاقیت، تصمیم، جذابیت، موفقیت، تشویق و انگیزش را منتقل می کنند. این رنگ در چشم انسان احساس گرما را ایجاد می کند اما مانند قرمز تحریک گــــر نیست. رنگ نارنجی باعث تأمین انرژی بیشتر، اکسیژن بیشتر برای مغز و افزایش فعالیتهای ذهنی می شود. نارنجی در ارتباط با غذای سالم، باعث افزایش اشتها می شود. خیلی خوب دیده می شود و برای جلب توجه افراد در تبلیغات و بسته بندی ها ، می توان از این رنگ استفاده کرد. مهمترین ابزارهای طراحی را بـــــه وضوح نشان می دهد و برای مواد غذایی و اسباب بازی بسیار خوب است.

مفهوم رنگ نارجی و ترکیبات آن:
یکشنبهها قبل از شروع کار یک مقاله رایگان از لابراتوار رسانه برای بهبود کسب و کار خود دریافت کنید
رنگ سبز
رنگ سبز در نشان تجاری شرکتهای دارویی و بهداشتی و شرکتهای تولید کننده محصولات سبز دیده می شود. این رنگ، رنگ طبیعت است و در مقابل رنگ قرمز قرار می گیرد. رنگ سبز نماد رشد، توازن و هماهنگی، تازگی، حاصلخیزی، ایمنی، قدرت معالجه، ثبات، پایداری و امید است. سبز در چشم انسان ایجاد آسایش و راحتی می کند.

مفهوم رنگ سبز و ترکیبات آن:
رنگ آبی
رنگ آبی در نشان تجاری سازمان هایی همچون سازمان مدیریت صنعتی، ایران خودرو، هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران و آب معدنی دماوند استفاده شده است و احساس عمق، ثبات، تجربه، صداقت، وفاداری، خرد، آگاهی، هوش، ایمان و اعتقاد، عظمت و هوشیاری را منتقل می کند. آبی باعث آرام شدن متابولیسم بدن می شود. برای بسته بندی و نشان تجاری شرکت های تولید کننده محصولات پاک کننده، فیلترهای تصفیه آب، مایعات تمیز کننده، نوشیدنی ها، خطوط هوایی و هواپیماها، تهویه های هوا، سفرهای دریایی و آب معدنی بسیار مناسب است. این رنگ، رنگی مردانه و مخالف رنگهای قرمز ، نارنجی و زرد است. استفاده از رنگ آبی در محصولات پیشرفته (High Tech) اشاره به دقت این محصولات دارد. آبی اشتها را از بین می برد و برای محصولات غذایی و آشپزی اصلاً مناسب نیست.

مفهوم رنگ آبی و ترکیبات آن:
رنگ ارغوانی
این رنگ در نشان تجاری شرکت یاهو و مؤسسه حمایت از کودکان سرطانی محک دیده می شود. ارغوانی ثبات رنگ آبی را به علاوه انرژی رنگ قرمز در خود دارد. این رنگ نماد سلطنت، قدرت، اصالت، لوکس بودن، جاه طلبی، زیاده روی، خرد، مقام، استقلال، خلاقیت، راز و افسانه می باشد. بچه ها رنگ ارغوانی را به رنگهای دیگر ترجیح می دهند. این رنگ برای محصولات مربوط به کودکان و ن مناسب است.

مفهوم رنگ ارغوانی و ترکیبات آن:
رنگ سفید
این رنگ در نشان تجاری شرکت های تولید کننده محصولات لبنی و شرکتهای تولید کننده دستمال کاغذی همچون کلینکس دیده می شود. سفید به مفهوم روشنی، نیکی، پاکی، خلوص، تجرد، کمال، پاکیزگی و ایمان است. این رنگ برای نشان دادن سادگی در محصولات پیشرفته (High Tech) کاربرد دارد و برای سازمان های خیریه، بیمارستان ها و پزشکان، محصولات دارویی، محصولات رژیمی، کم چرب و محصولات لبنی بسیار مفید است.
مفهوم رنگ سفید:
رنگ سیاه
رنگ سیاه ، در بسیاری از نشان های تجاری همچون آدیداس، پوما، نایک، موتورولا و اورئال وجود دارد.

مفهوم رنگ سیاه:
در تحقیقی که براساس نظرسنجی از ۵۴۰ نفر داوطلب انجام شد، درباره رنگ متناسب با واژه های صداقت، امنیت، سرعت، ارزان بودن، کیفیت بالا، تکنولوژی پیشرفته، اعتبار، شجاعت، ترس، سرگرمی و رنگ مورد علاقه مردان و ن سؤال شده است.
محققان امور بازار و بازاریابی به این نتیجه رسیدهاند که رنگ ها حتی بر روی عادات خرید مردم نیز تأثیر میگذارند. کسانی که تنها از سر هوا و هوس خرید میکنند در برابر رنگهای قرمز، نارنجی، سیاه و آبی مایل به ارغوانی عکسالعمل بهتری از خود نشان میدهند. اما کسانی که حساب شده و با در نظر گرفتن توان مالیشان خرید میکنند در برابر رنگهای صورتی, آبی مایل به سبز، آبی آسمانی و سرمهای عکسالعمل نشان میدهند.
به طور خلاصه می توان به این نتیجه رسید که در فضای رقابتی بازار کسب و کار قرن بیست و یکم، رنگ ها از اهمیت ویژه ای برخوردارند. طراحی و استفاده درست از رنگ ها نیازمند تجربه طولانی و دانش مارکتینگ است. امیدواریم که این مقاله، هرچند اندک، در این زمینه به شما کمک کرده باشد. در صورتی که به دانش حرفه ای تری در این زمینه نیاز دارید، همکاران ما در واحد برندینگ لابراتوار رسانه آماده پاسخگویی به شما هستند.

رنگ ها سراسر زندگي ما را در اختيار داشته و غير قابل اجتناب هستند. هر رنگي داستان خودش را دارد؛ هر رنگي فرهنگ و حس خودش دارد؛ پس بايد رنگ ها را بشناسيم، با آن ها ارتباط برقرار کنيم و از وجود آنها استفاده کنيم؛ به عبارتي با روانشناسي رنگ ها، فرد ميتواند وضعيت روحي و ضمير ناخودآگاه خويش بهتر را بشناسد.اين دقيقا يعني روانشناسي رنگ ها!
سرپوش پزشکی - رنگ ها از رنگ لباس گرفته تا رنگ ديوار خانه يکي از موثرترين روش ها براي تبديل و انتقال انرژي در زندگي شماست. تمام رنگ ها علاوه بر اين که روي سلامتي تاثير گذار هستند هر کدام به نوبه خود مفهوم خاصي دارند.
اقسام رنگ
رنگها به سه دسته اصلي تقسيم مي شوند: رنگ هاي خنثي، رنگ هاي گرم و رنگ هاي سرد
رنگهاي خنثي: سياه، سفيد، خاکستري، بژ، قهوه اي
رنگهاي خنثي رنگهايي هستند که در طيف رنگي وجود نداشته و از ترکيب رنگهاي ديگر بوجود مي آيند و مي توانـنـد اثرات مـثـبت يا منفي داشته باشند.
رنگهاي گرم: قرمز، نارنجي، زرد، سبز چمني، ارغواني
رنگهاي گرم محرک سيستم عصبي بوده و احساسات را تشديد مي کنند. اين دسته از رنگها بوضوح قابل رويت بوده و موجب جلب توجه مي گردند.
رنگهاي سرد: آبي، بنفش، فيروزه اي، سبز مايل به آبي، سبز
رنگهاي سرد رنگهايي ملايم هستند که اثراتي آرام بخش دارند.
زبان رنگها به اختصار:
روانشناسی رنگهای قرمز و صورتی
رنگ های قرمز – صورتي در ديدگاه فنگ شويي:
قرمز يکي از ساده ترين رنگ ها و مربوط به انرژي آتش است. اين رنگ شور و اشتياق و شعله هاي آتشين وحي و الهام را فرا مي خواند. قرمز رنگي است قوي و مهيج و بهتر است. در فنگ شويي قرمز رنگ خجستگي و محافظت است. صورتي نوع ملايم، رمانتيک و نه قرمز است. صورتي مي تواند عشق و دوستي را به زندگي جذب کند و يک انرژي دخترانه را انتقال مي دهد. صورتي براي کساني که مي خواهند لطافت بيشتري را به زندگي بياورند کمک بزرگي است.
روانشناسي رنگ قرمز:
قرمز رنگي فيزيکي و خواص رواني مثبت اين رنگ شجاعت فيزيکي، قدرت، گرما، انرژي، ايجاد حس مبارزه ، تحريک، هيجان است. خواص رواني منفي قرمز هم ايجاد بي اعتنايي، پرخاشگري، تاثير بصري، فشار و تحريک اعصاب است.
روانشناسي رنگ صورتی:
صورتی که رویایی ترین رنگ است، آرامش بخش تر است. رنگ صورتی در واقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را البته کمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.
روانشناسی رنگهای سبز و آبی
رنگ های سبز – آبي در ديدگاه فنگ شويي:
سبز و آبي مربوط به طبيعت هستند. ارتعاش رنگ هاي آبي و سبز منعکس کننده گياهان سبز و گونه هاي آسماني است. طبيعت و آسمان، اين دو بسيار شفابخش هستند. آن چه در طبيعت وجود دارد گياهان و درختان هستند. آن ها از ما چيزي نمي خواهند اما نعمتهاي زيادي را در اختيارمان قرار مي دهند. مثل: اکسيژن، هوا، تنفس. شکي در اين نيست که سبز و آبي رنگ هاي شفابخش و درماني هستند. اين رنگ ها به چشم نيز آرامش مي دهد. مي توانيد ديوار خانه را سبز يا آبي نقاشي کنيد اما بهتر است از گل ها و گياهان واقعي براي آوردن اين رنگ ها در خانه استفاده کنيد.
روانشناسي رنگ سبز:
سبز رنگي نماد تعادل با خواص مثبت روانشناسي هارموني، تعادل، رفع خستگي، عشق جهاني، استراحت، ترميم، اطمينان، آگاهي هاي محيطي و صلح است و خواص رواني منفي ش کسالت و رکود است.
روانشناسي رنگ آبي:
آبي رنگي معنوي و خواص رواني مثبت اين رنگ ايجاد اعتماد، بهره وري، آرامش، وظيفه، ارتباط، منطق، انعکاس و آرامش و همچنين خنکي است و خواص رواني منفي اين رنگ ايجاد سردي، فقدان احساسات و کسلي است.
روانشناسی رنگ بنفش
رنگ بنفش در ديدگاه فنگ شويي:
بنفش در فنگ شويي رنگي است فرخنده و مرتبط با ثروت، فراواني و معنويات. بنفش رنگ چاکرا تاج (اصطلاحي در فنگ شويي که مربوط به بالاي سر مرکز ورود انرژي هاي روحاني و معنوي است.) است. سلطنت اغلب مرتبط با رنگ بنفش است. بدين ترتيب از ديدگاه فنگ شويي اين رنگ رنگ ثروت نيز مي باشد. بنفش ترکيب قرمز و آبي است که حفاظت و آتش را با وسعت مکان و درمان مرتبط مي سازد. مي توانيد اين رنگ را در لباس ها يا در دکوري ها به کار ببريد تا کاميابي و نجابت را به زندگي بياوريد.
روانشناسي رنگ بنفش:
افرادی که به این رنگ علاقه دارند جز افراد خاص و به گونه ای استثنایی محسوب می شوند. این دسته از افراد دارای روحیه حساس و در عین حال بسیار قدرتمند به شمار می روند. قدرت این انسانها به گونه ای است که به راحتی می توانند مدیریت و رهبری را به عهده بگیرند. بهترین کارکرد علاقمندان رنگ بنفش رهبری گروه می باشد. این افراد حامیان خوبی می شوند و از دسته افرادی هستند که همواره طرفدار صلح و دوستی می باشند. علاقمندان رنگ بنفش تا حدودی رمانتیک و در عین حال منطقی به شمار می روند.
روانشناسی رنگهای زرد، نارنجی و قهوهای
رنگ های زرد – نارنجي – قهوه اي در ديدگاه فنگ شويي:
اين سه رنگ در فنگ شويي رنگ هاي زميني و مربوط به استحکام و پايداري هستند. زمين هميشه زير پاهاي ماست تا ما را حمايت کند. وقتي نياز به استحکام و قدرت داريم بايد در پيرامون خود از اين رنگ ها زياد به کار ببريم. اين رنگ هاي گرم رنگ هايي از طبيعت مثل قوي بودن تنه يک درخت، غني بودن يک خاک حاصلخيز را منعکس مي کنند. ما امروزه به اين نوع شيوه هاي زندگي مستقل نياز داريم. اين رنگ ها به ما مي گويند که مي توان براي حمايت از ديگران درخواست کمک کرد.
روانشناسي رنگ نارنجی:
نارنجی از رنگهای گرم و شاد محسوب می شود. کسانی که به این رنگ علاقمند هستند به عنوان یک فرد فعال و انرژیک به حساب می آیند. پرتقالی های فعال معمولا بازی های فکری را به خوبی انجام می دهند. این افراد دارای روحیه مهربان و بخشنده می باشند. نارنجی دوست ها ی شوخ طبع افرادی هستند که در گفتگو ها و مذاکرات قوی و سربلند خواهند بود. این افراد گزینه مناسبی برای سخن رانی های تاثیر گذار می باشند. عقاید این دسته از افراد تمایل به روشن فکری داشته و معمولا ایده ها و افکار کامل و درستی دارند.
روانشناسي رنگ زرد:
زرد رنگي عاطفي و خواص رواني مثبت اين رنگ را ميشود خوش بيني، اعتماد به نفس، برونگرايي، قدرت عاطفي، دوستي و خلاقيت بيان کرد. خواص رواني منفي اش هم بي خردي، ترس، شکنندگي عاطفي، افسردگي، اضطراب و درون کشي است. طول موج زرد نسبتا طولاني و اساسا رنگي تحريک کننده است.
البته تحريک کننده عاطفي و از لحاظ رواني قويترين رنگ است زرد روحيه و اعتماد به نفس را بالا ميبرد. در واقع زرد رنگي از اعتماد به نفس و خوش بيني است و استفاده بيش از حدش يا استفاده تناليته اشتباه اين رنگ در ارتباط با توناليته هاي ديگه در يک مجموعه رنگ مي تواند اثر عکس داشته باشد و اعتماد به نفس را کاهش دهد يا باعث افزايش ترس و اضطراب شود. استفاده ما از زرد بهتراست کم و سطحي باشد.
روانشناسي رنگ قهوه ای:
اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.
روانشناسی رنگهای خاکستری و سیاه
رنگ های سياه – خاکستري در ديدگاه فنگ شويي:
سياه در واقع تنها يک رنگ نيست. تمام رنگ ها را جذب مي کند. اگر تمام رنگ هايي که در بالا اشاره کردم با هم ترکيب کنيد به رنگ سياه مي رسيد. سياه نشان دهنده دانايي است و دربردارنده تمام جنبه هاي همه رنگ هاست. در آيين فنگ شويي تمام انرژي هاي منفي غير سالم تبديل به دودهاي سياه مي شوند. سياه تمام منفي گرايي ها را به خود جذب مي کند. اين رنگ را هم مي توان در خانه به کار برد و هم در البسه. طيف هاي خاکستري ملايم تر هستند اما مي توانند دانش و خرد را به زندگي بياورند.
روانشناسي رنگ مشکي:
مشکي نشانه قاطعيت، اام رسميت سلطه و قدرت است. اين رنگ شيک و بادوام است.رنگ مشکي همچنين نشان دهنده اطاعت و فرمانبرداري است ،کشيشها رنگ مشکي مي پوشند تا اطاعت خود را از خداوند نشان دهند. اين رنگ برخلاف عقيده ي همگان رنگ نوميدي و عزا نيست بلکه نشانه خوش ذوقي و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام مي گذاريد و براي آن که ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه کمکي به آنها دريغ نمي کنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آساني مي پذيريد. نظري که دوستانتان نسبت به شما دارند براي شما خيلي مهم است . هميشه به دنبال آخرين مد ها مي گرديد و پول زيادي را بابت اين چيزها مي پردازيد.
روانشناسي رنگ خاکستري:
اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشي هاي دنياست. کساني که به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت مي کنند، خاکستري رنگ عقلا است و جواناني که به اين رنگ اظهار علاقه مي کنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بي نيازي مي کنند. در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب کساني که از نظر فکر و ايده به آنها برتري دارند خيلي آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.
روانشناسی رنگ سفید
رنگ سفيد در ديدگاه فنگ شويي:
رنگ سفيد در بيشتر فرهنگ ها، فلسفه ها و به خصوص در فنگ شويي نشان دهنده پاکي و طهارت است. اين رنگ درست مثل مشکي تنها يک رنگ نيست. سفيد رنگدانه اي ندارد و فضا، فراخي و پوچي را نشان مي دهد. سفيد مي تواند تون تمام رنگ هايي که در بالا اشاره کردم را ملايم تر کند. رنگ سفيد وقتي مي خواهيم درون خودمان را کاملا پاک کرده و با يک لوح کاملا سفيد دوباره شروع کنيم پر کاربرد است.
روانشناسي رنگ سفيد:
سفيد واقعا” يک رنگ نيست بلکه عدم حضور رنگ بشمار ميرود و نـشـانگر خلوص و پاکي است. رنگ سفيد نور را منعکس مي کند و رنگ تابستاني محسوب مي شود. آلودگي روي رنگ سفيد سريع مشخص مي شود و به همين دليل پاکيزه نگاه داشتن آن دشوارتر از ساير رنگهاست. پزشکان و پرستاران لباس سفيد مي پوشند که نشان دهنده استريل بودن ( ضدعفوني شدگي) است. شخص آرام و شنونده اي خوب هستيد . از ديگران نظر مي خواهيد ، به دوستي هايتان بها مي دهيد و وقتتان را آزادانه در اختيار دوستانتان قرار مي دهيد .
درباره این سایت